حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

154

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

دريافت كرده است . همهء آن ، نيرويى باشد از جانب حق به خلق . او به حق نمىرسد مگر آنكه با آنچه از اوست . 50 . . . . أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ « 1 » حلاج گويد : پروردگار هنگام آفرينش و براى گرفتن پيمان با ذرّيه بنى آدم ، چه آنها كه ايمان آوردند و چه آنها كه از پيروى سر باز زدند ، سخن گفت و از ايشان پيمان گرفت . با ايشان سخن گفت بىايشان . بلكه از ايشان پيمان گرفت سپس ايشان به حقيقت گواهى دادند . و او از طرف ايشان پاسخ گفت ( سخن گفت ) . 51 . حسين گويد : هيچ‌يك از فرشتگان و مقربين نمىدانند چرا خدا ، خلق را پديد آورد يا چگونه خلقت آغاز شد و چگونه پايان خواهد پذيرفت ، زيرا زبانها هنوز سخن نگفته بودند ، ديدگان نديده بودند و گوشها نشنيده بودند . آدم هنوز از عالم حقايق غايب بود ، معطّل و بلاتكليف در پيشگاه او ، چگونه مىتوانست به سؤال او كه فرمود : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ اين خداست كه هم سخن مىگويد و هم پاسخ مىدهد : آرى . 52 . قالُوا بَلى « 2 » او به نام شما ، بىشما ، سخن گفت و اين ديگرى غير از شماست كه به جاى شما پاسخ گفت ، شما ، ساكت بوديد ، كسى كه هرگز پايان نمىيابد [ خدا ] ، هميشه خواهد ماند همچنان‌كه هميشه بوده است . 53 . وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ « 3 » حسين بن منصور دربارهء اين آيه گويد : ذكرت را آشكار نكن و در دلت او را ياد كن . خدا را بسيار ياد كن و آن را جز از براى پروردگار برملا ( نمايان ) مكن و هرچه ذكر در نهان انجام پذيرد بهتر از آن است كه آشكارا گفته شود .

--> ( 1 ) . همان ، آيه 172 ؛ آيا من پروردگار شما نيستم . ( 2 ) . همان ؛ گفتند : آرى . ( 3 ) . همان ، آيه 205 ؛ و پروردگارت را در بامدادان و شامگاهان در دلت به زارى و ترس و بدون بانگ برداشتن ، ياد كن و از غافلان مباش .